"/>

خبرگزاری بخدی

منو
گزیده

هژمونی اکثریت ها و تلاطم اعتراض اقلیت ها در افغانستان

در تاریخ:
دوشنبه ۲۸ سرطان ۱۳۹۵
گزارش توسط: اشتراک گذاری:

پانزده سال پس از حکومت دموکرات با شعار دموکراسی، توسعه متوازن و مبارزه با تبعیض حال صدای اقلیت ها در افغانستان در اعتراض به تبعیض و نابرابری در توسعه بلند شده است.

نورستانی ها می گویند که ولایت شان از توسعه به دور نگهداشته شده است
پس از جنبش های موسوم به تبسم و روشنایی که در اعتراض به سیاست های هژمونی دولت افغانستان راه اندازی شد، خیلی ها فکر می کنند که زمان برای کالبد شکافی عقب ماندگی سیستماتیک برای دیگر اقلیت ها که در پانزده سال گذشته به نحوی از توسعه بدور مانده و در سیاست تبعیض گونه ای حکومت، مردان بزرگ خود را از دست داده و یا در پرتوی این سیاست بزرگان دیگری این اقلیت ها در حال بد نام شدن هستند، فرا رسیده است.
هر چند آرامش نسبی در ظاهر برخی این اقلیت ها به مشاهده می رسد اما حضور در مجالس و شرکت در مراسم های ویژه آنها نوعی نارضایتی و جوشش درونی را می توان به وضوح دید.
دولت ها در شرایط هژمونی بودن یا شدن، موظف به حمایت و پشتیباتی از اقلیت ها هستند، این امر از طریق بازسازی نظام آموزشی و تلاش در معرفی نقش و هویت اقلیت ها و اعطای فرصتهای به ویژه برای کدرهای اقلیت ها محقق می‌شود.
من پس از پانزده سال، این تبعیض مثبت را در زادگاهم نورستان بررسی می کنم که چقدر نمونه های از این نوع تلاش ها در این ولایت دیده می شود.
آموزش و پرورش
براساس آمار ارایه شده از سوی معارف نورستان در سراسر این ولایت ۲۱۱ مکتب مشمول ۲ لیسه باید فعال باشد که مطابق بررسی شورای ولایتی نورستان بیش از صد مکتب به روی دانش آموزان این ولایت به دلایل مختلف مسدود است.
بیشترین مکاتب در وایگل، برگمتال، دوآب و کامدیش مسدود هستند و هزاران کودک از رفتن به مکتب باز مانده اند.
با توجه به نفوس نورستان شماری دانش آموزان این ولایت در سال ۲۰۱۳ به ۷۲ هزار و ۸۴۳ تن رسید که ۴۴۰۰ تن آنها دختر و متباقی پسر هستند.

 عبدالرحمان نورستانی از افراد نزدیک به احمد شاه مسعود بود
با این وضعیت به دلیل نبود کتاب های درسی، مواد آموزشی و معلمین مسلکی سهم دانش آموزان این ولایت در یکی دو سال اخیر در آزمون کانکور به اندازه انگشتان هر دو دست نمی رسد.
ریاست معارف نورستان می گوید که از ۱۲۷۰ معلمی که سهمیه این ولایت در نظر گرفته شده، فقط ۱۹۰ تن آنها مسلکی هستند.
این ریاست بخشی بزرگی از مشکلات معارف نورستان را مسدود شدن مکاتب، فقدان معلمان مسلکی و نبود کتاب های درسی خوانده است.
فرهنگ
نورستان در شمال شرق افغانستان از پر تنوع ترین مناطق افغانستان و حتی منطقه از لحاظ دینی، قومی و فرهنگی بوده‌است.مساله دینی در طول تاریخ، یکی از غنی‌ترین تنوع‌های جوامع انسانی را در این ولایت پدید آورده است.
آثار و مکان های باقی مانده از دوره های گذشته، منبع مهمی برای درآمد این ولایت در جذب گردشگری محسوب می شود منابعی که علاوه بر نورستان می تواند فرآیند آن ولایات همجوار آن را نیز در بر بگیرد.
اینک اما به نظر می‌رسد که به دلیل عدم توجه دولت مرکزی ارزش های بجا مانده در حال نابودی است و این اتفاق با شتاب مختلفی در حال رخ دادن است.
به گفته باشندگان نورستان در این ولایت داروی از اسپرین بایر و تابلیت پرستامول بالاتر پیدا نمی شود، در تمام نورستان حتی یک بیمارستان یک بستر هم وجود ندارد.
نورستان راه های صعبوالعبور دارد و به دلیل تبعیض منطقوی همواره مورد جفای ولایات همجوار خود بوده است، حال تصور کنید که بیمار چند شبانه روز راه بپیماید تا خود را به کنر، جلال آباد و یا هم لغمان برساند
پاکسازی قومی!؟
در طول تاریخ مردم نورستان همواره مورد تاخت و تاز قرار گرفته بودند، در دوره معاصر عبدالرحمان برای تصرف دره های نورستان لشکر خشن، بی رحم و وحشی خود را به این ولایت اعزام و هزاران نفر از ساکنان آنجا را قتل عام کرد.
قبل از او هم لشکرکشی ها در نورستان از باشندگان این ولایت هزاران هزار قربانی گرفته بود.
نورستان از نمونه‌های بارز جریان پاکسازی قومی بوده است. به نظر من جریان پاکسازی های قومی از بدنه تشکیلاتی دولت در دوره پسا طالبانیزم و در حکومت پانزده سال گذشته به شکل وسیع آغاز شد.
علاوه بر شماری دانشجویان، فرهنگیان نورستان که همه ساله در رویدادهای مختلف کشته می شوند، ترور عبدالرحمان نورستانی، وزیر پیشین هوانوردی ملکی و توریزم افغانستان نقطه عطفی در چند سال گذشته برای نورستانی ها محسوب می شود، رویداد که به دلیل عدم انسجام باشندگان این ولایت همچنان پر رمز و راز باقی ماند.
دوکتور عبدالرحمان از کدرهای برجسته نورستان بشمار می رفت، او بنیان گذار و نخستین رییس شورای نظار مجاهدین بود.
عبدالرحمان در دوره حکومت موقت حامد کرزی، وزیر هوانوردی ملکی و توریزم بود که در سال ۲۰۰۲ توسط عوامل حکومتی آنوقت در میدان هوایی کابل ترور شد.
خیلی ها در نورستان به این باور هستند که تراژیدی پاکسازی قوم نورستان در بدنه دولت با ترور عبدالرحمان رقم خورد و این روند با بدنام کردن دو والی پیشین این ولایت همچنان ادامه دارد.

احمد یوسف نورستانی یگانه نورستانی شامل در نظام بلاخره از سمت کمیسیون انتخابات کنار رفت
والیانی که هر کدام آنها دست داشتن در فساد علیه خود را به شدت رد کردند، هر چند نوع فساد مطرح شده در مقایسه با فساد بزرگ دیگر والیان و مقامات برجسته حکومتی بسیار اندک بوده است.
این تراژیدی با مطرح کردن تقلب و فساد در کمیسیون مستقل انتخابات در زمان ریاست احمد یوسف نورستانی همچنان ادامه پیدا کرد تا اینکه آقای نورستانی از سمت خود استعفا کرد.
هر چند برخی کارشناسان می گویند که تقلب و تزویر در انتخابات سال ۱۳۸۹ به مراتب گسترده تر از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۳ بود، اما خیلی ها خواسته و به شکل سیستماتیک در صدد بدنام کردن آقای نورستانی بودند.
شاید پر صدا ترین انتخابات همین انتخابات ریاست جمهوری اخیر بوده است، اما حقایق نشان می دهد که تقلب و تزویر به شکل گسترده از سوی هر دو تیم صورت گرفت.
در آنزمان بیشتر مناطق دور افتاده از کنترول دولت خارج بود و علاوه بر آن روسا و ماموران کمیسیون انتخابات قبلا از سوی ریاست جمهوی به کار گماشته شده بودند. رییس کمیسیون انتخابات صلاحیت عزل و نصب در کمیسیون را نداشت.
یوسف نورستانی چندین بار تلاش کرد تا قبل از برگزاری انتخابات اصلاحاتی را در کمیسیون ایجاد کند اما موفق به انجام این کار نشد در حالیکه همه می دانستند که هیچ تضمینی برای برگزاری انتخابات شفاف و سالم جود ندارد.
آنچه پس از انتخابات آشکار شد این بود که احزاب سیاسی شامل در پروسه انتخابات از قبل آمادگی برای تقلب در روند انتخابات در ساحات تحت کنترول خود را داشتند، اسناد و مدارک مستند هم از دست داشتن افراد وابسته به نامزدان ریاست جمهوری در تقلب به نشر رسید و کمیسیون در حضور داشت ناظران بین المللی تلاش کرد تا برگه های سالم را از نا سالم جدا کند اما چون نتایج مورد پسند برخی ها نبود، اعلان نتایج منجر به جنجال کلان سیاسی در کشور شد.
احمد یوسف نورستانی یگانه نورستانی شامل در نظام بلاخره از سمت کمیسیون انتخابات کنار رفت.
به تازگی اما انتصاب نورستانی به عنوان سفیر افغانستان در اسپانیا انتقادهای سختی برخی جناح های سیاسی در افغانستان را بدنبال داشته است، انتقادی که نورستانی ها فکر می کنند بیشتر به آدرس یک قوم است تا آدرس یک شخص.
انتقاد نخست از خودی
قبل از اینکه دلایل عقب ماندگی اجتماعی، فرهنگی و سیاسی نورستان را مطرح کنم می خواهم به این پرسش پاسخ پیدا کنم که چرا روی یک ادعا روشنفکران و سیاست مداران نورستان از سمت شان برکنار و حتی برخی آنها محاکمه شده اند.
می خواهم مساله را از اینجا آغاز کنم که حاکمیت و مشارکت سیاسی در افغانستان اصطلاح اسفنج گونه ای شده است که از نظر عده ای هر طوری که مچاله کنند باید تاب بخورد و هر طور که میل داشتند مردم به موازات آن حرکت کنند.
عده ای هم در این وضعیت آشوب و نابسامان که دست شان به این اسنفج افتاد تا توانستند آن را در دریای فساد غوطه ور کردند و حلقوم نسل اندر نسل شان را از این دریای گوارای کمک های جامعه جهانی سیر آب کردند و به عبارتی آب از آب تکان نخورد.
اما خیلی ها هم بودند که ادعا شد از این دریا جرقه ای ناچیزی برداشته اند اما تشت رسوایی شان از بام افتاد و صدای آن گوش های مردم افغناستان و جامه جهانی را کر کرد.
اینکه تشت این مردم چرا این قدر صدا داشت، آنچه مسلم است این است که خیلی از هم کیشان و هم قطاران شان به این تشت کوفتند در حالیکه این حساب کجا و آن حساب میلیارد دالری کجا.
گذشته از چگونگی کارکرد این والیان که به جرات می توان گفت همه آنها نورستانی بودند، نبود انسجام، وحدت و یکپارچگی نورستانی ها در تحولات درون نورستان، منطقه و کشور، جایگاه مردم این ولایت را در تحولات سیاسی کمرنگ کرده است.
نکته قابل تامل این است که بزرگان و افراد سیاسی این ولایت به شدت علیه هم دیگر که تمامی آنها بیرون از نورستان در کابل و خارج از افغانستان زندگی می کنند، باهم اختلاف دارند و بیشتر برکناری ها و رسوایی های مالی که در چند سال اخیر از نورستان شنیده شده، قبل از اینکه دیگران بدانند، آنها خود علیه یک دیگر صدا بلند کردند و تشت رسوایی هم دیگر را به عبارتی از بام پایین انداختند.
نورستانی های که در کابل و خارج از ولایت نورستان زندگی می کنند در هیچ حرکت اعتراضی شرکت نکردند و بهتر بگویم در قبال تحولات سیاسی این ولایت هیچ اعتراضی نکرده اند.
از زمان ترورر دکتور عبدالرحمان که واکنش مردم نورستان را بدنبال نداشت، می توان انتظار داشت که تبعات سختی برای مردم این ولایت در انتظار است.
بدون شک انسجام و کشاندن مردم به جاده ها و راه اندازی حرکت های اعتراضی در قدم اول بستگی به انسجام رهبران مردمی دارد، اگر بزرگان و سیاسیون نورستان این انسجام را می داشتند، به جرات می توان گفت که وضعیت نورستان به مراتب بهتر از امروز بود.

عدم دستیابی سیاسیون نورستان به سمت های بلند بیشتر بر می گردد به فضای غبار آلود میان خودشان و دیده شده دود آن بیشتر به چشم همه نورستانی ها می رود
اگر این انسجام شکل می گرفت آیا وضعیت مشابه و اعتراض های که امروز علیه احمد یوسف نورستانی که مهره اصلی در قدرت پس از طالبانیزم و قبل از آن در حکومت های مجاهدین بود رخ می داد؟ قدر مسلم آن است که برای بیرون رفت از این وضعیت باید نوعی همگرایی میان همه طیف‌های سیاسی نورستانی به وجود آید و همه کسانیکه از این ولایت امروزه به نحوی خود را سردمدار این مردم محروم می دانند با تعامل مثبت نورستان را به جلو سوق دهند. نه شعاری های سیاسی و اختلافات درونی آنها زیبنده نورستان است و نه هم کف زدن برای رسوایی هم قریه و هم ولایتی شان.
نورستانی ها همواره شاهد اتفاقاتی بوده که برای کسانیکه خواهان محرومیت زدایی و آبادانی این ولایت هستند، نگران کننده است.
اگرچه فرایند سیاسی می‌تواند امر مقدسی برای همه به خصوص برای سیاست مداران باشد اما محروم نگهداشتن مردم و امتیاز گیری به قیمت به مزایده گذاشتن حاکمیت نورستان می‌تواند عواقب بس دردناکی برای این ولایت و مردم آن داشته باشد که بسیار خسته و زخمی از درد محرومیت است.
فضای غبار آلود
نورستان درگیر در بحران ها و مسائلی چندگانه است. از مبارزه با تروریست ها گرفته تا فقر زدایی، از چند دستگی بزرگان و سیاسیون این ولایت گرفته تا سهم خواهی آنها در قدرت و حاکمیت، در این میان قربانی اصلی باشندگان این ولایت هستند کسانیکه بیشتر به رفاه، بازسازی، ایجاد بازار کار و دست یافتن به بازارهای خارج از نورستان نیازمند هستند.
من با بیشتر افراد سیاسی، روشنفکران، عالمان، فرهنگیان و دانشجویان نورستان صحبت کردم آنها می گویند که شما چهار گزینه پیش روی خود دارید: مکاتب همچنان مسدود و نسل نو تان بی سواد بماند، توسعه صورت نگیرد همینگونه محروم بمانید، انسجام نداشته باشید سیاست مداران و روشنفگران نورستانی را حفظ کنند و گزینه آخر هم اینکه بلاخره حق تان را بخواهید و به پا خیزید.
آنچه گفته شد نشان می دهد که نورستانی ها از ابتدای تشکیل ولایتی به نام نورستان بیشترین ضربات را از نفاق و تفرقه خودی خورده اند. و انچه ضرورت آن قبل از همه چیز محسوس است ایجاد همدلی و وحدت میان بزرگان و سیاسیون این ولایت است.
اینکه در داخل نورستانی ها چه مشکلی باهم دارند یک امر معمول برای همه قومیت ها در افغانستان است اما نکته مهم این است که این مشکلات به بیرون از این ولایت درز نکند و مردم این ولایت از یک فرد عادی تا یک شخصیت سیاسی بلند رتبه باید در برابر خواست و توسعه نورستان یکپارچه و متحد باشند.
بدون شک، عدم دستیابی سیاسیون نورستان به سمت های دولتی بیشتر بر می گردد به فضای غبار آلود میان خودشان و دیده شده دود آن بیشتر به چشم همه نورستانی ها می رود.

 

اشتراک گذاری این مطلب:

پرخواننده ترین ها

برای اطلاع یافتن از آخرین اخبار افغانستان و منطقه به صفحات اجتماعی خبرگزاری بخدی بپیوندید.

آخرین اخبار روز

بیشتر بخوانید

خبرگزاری بخدی

تازه ترین تحولات منطقه و جهان

حق کاپی رايت تمام مطالب، اخبار و گزارشها برای خبرگزاری بخدی محفوظ است.
درباره شرايط استفاده از مطالب خبرگزاری بخدی بيشتر بخوانيد.

Powered & Developed by TechSharks